✿ز گهواره تا گور دانش بجوی✿

شخصیت شناسی از روی لبخند

هر گوشه از چهره و هر تغییر کوچکی در آن، یک دنیا راز را فاش می‌کند. آنها معتقدند از شیوه خندیدن ما گرفته تا حرکات لبمان، همه و همه در گشودن این رازها موثرند. اگر هنوز هم تصمیم دارید که به یک چهره‌خوان حرفه‌ای تبدیل شوید، به دانسته‌های قبلی خود اکتفا نکنید و در این صفحه با ما باشید. این‌بار به شما یاد می‌دهیم با کمک لبخند و حرکات لب فرد مقابلتان، او را بشناسید و مچش را بگیرید.

دندان‌هایش را نشان می‌دهد؟

خندیدن با دهان گشوده، به شما می‌گوید برای این فرد جالب هستید و او دوست دارد بیشتر با شما آشنا شود. اگر با فردی روبه‌رو هستید که در زمان خندیدن دندان‌های بالایش را نشان می‌دهد، بدانید از معاشرت با شما لذت می‌برد.

فکش نيفتاده است؟

در یک لبخند طبیعی، فک هم دچار افتادگی می‌شود اما افرادی که با کمترین افتادگی فک می‌خندند، به جای اینکه با این واکنش احساسات واقعی‌شان را نشان دهند، لبخندی ساختگی را به شما تحویل می‌دهند. این آدم‌ها برای اینکه همیشه در چهره‌شان یک لبخند ثابت داشته باشند تلاش زیادی می‌کنند و حتی گاهی بدون آنکه نیاز باشد یک لبخند را به شما تحویل می‌دهند.

شما را گیج می‌کند؟

لبخند بعضی از افراد، نمی‌تواند شخصیت‌شان را نشان دهد. آنها زمانی که لبخند می‌زنند در هر گوشه از چهره‌شان احساسات متناقضی را نشان می‌دهند و نمی‌گذارند طرف مقابلشان از احساساتشان سر در‌بیاورد. یادتان نرود لبخند واقعی تمام چهره را درگیر می‌کند.

مثل مرموزها می‌خندد؟

افرادي که می‌خواهند احساساتشان را پنهان کنند، با لب‌های بسته می‌خندند. آنها دوست ندارند کسی سر از کارشان در بیاورد و هنگام خندیدن، دندان‌هایشان را پنهان می‌کنند. فردی که چنین لبخندی به لب دارد، به احتمال زیاد رازهایی برای پنهان کردن دارد. اما اگر زمانی که فرد مقابل شما می‌خندد،در اطراف چشم و دهانش چین‌های متقارنی ایجاد ‌شود، می‌توانید به صداقتش اعتماد کنید.

زورکی می‌خندد؟

لبخندی كه خیلی سریع ظاهر می‌شود و بیشتر از یك لبخند طبیعی است لبخندی ساختگی و مصنوعی ناميده مي‌شود. اگر فرد مقابلتان در زمان خنده تنها دهانش را حرکت می‌دهد، باید بگوییم لبخند او یک لبخند ساختگی است. احتمالا فردی که این لبخند را بر لب دارد، به اجبار با شما موافق شده است یا به زور شما را تحمل می‌کند. این شیوه لبخند را معمولا کسانی انتخاب می‌کنند که از فشار عصبی رنج می‌برند.

لبش را گاز می‌گیرد؟

بسیاری از ما در مواقعی که رفتار نادرستی را انجام داده‌ایم، این واکنش را از دیگران دریافت کرده‌ایم. اما روانشناسان می‌گویند گاز گرفتن لب نشانه استرس و تنش است. از نظر آنها این واکنش گاهی می‌تواند نشانه تمركز بالا هم باشد.

دهانش‌را کج‌ می‌کند؟

گوشه لبی که هنگام لبخند زدن به سمت پایین كج شده به شما می‌گوید با یک فرد شیطان و بازیگوش روبه‌رو هستید. کسی که به این شکل می‌خندد، با چشمانش به شما نگاه می‌کند و می‌توانید از نگاهش بفهمید که نقشه‌ای برایتان کشیده ‌است.

نوشته شده در پنجشنبه دوم مرداد 1393ساعت 21:47 توسط ❤HoMeIra❤|
شخصیت-شناسی-با-عکس

 

در این عکس چه می بینید؟
1-اگر چشم شما بیشتر میتواند چهره انسان را ببیند:
شما فرد آرام و لطیفی هستید .

2- ولی اگر چشم شما روی تصویر گرگ است:
شما فردی با یک زندگی پر تنش و استرس هستید.

 


بچه ها، عکسه خیلی ترسناکه

من خودم گرگ میبینم بیشتر شما چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 

 

نوشته شده در پنجشنبه دوم مرداد 1393ساعت 21:18 توسط ❤HoMeIra❤|
" دیوژن " که به خاطر روش خاص زندگی کردنش، همه مردم شهر او را می شناختند، یک روز در حالی که داشت از روی پل باریکی می گذشت، با شخص ثروتمندی مواجه شد که غیر از ثروتش امتیاز دیگری نسبت به دیگران نداشت.

یکی از آن دو نفر باید کنار می رفت تا دیگری بتواند رد شود. مرد ثروتمند گفت:" من کنار نمی روم تا یک ولگرد رد شود."

دیوژن خود را کنار کشید و گفت:" اما من این کار را می کنم!"

نظر لطفا...

نوشته شده در پنجشنبه دوم مرداد 1393ساعت 10:47 توسط ❤HoMeIra❤|
این همه لینک دارم، اما یه نظرم ندارم

خب من الان میخوام داستان بذارم....

باید تایپ کنم!

آیا ارزششو داره؟

( ببخشید من این چند وقت اینجا زیاد نبودم.... اون وبمو تازه باز کرده بودم یکم داشتم بهش می رسیدم خب دیگه اینجا، دوباره پر نظر میشه! متوجه شدین آیا؟)

نوشته شده در دوشنبه سی ام تیر 1393ساعت 18:33 توسط ❤HoMeIra❤|

انسان بزرگ در این جهان وجود ندارد؛ بلکه چالش های بزرگ وجود دارد

که انسان های معمولی به سراغ آنها می روند.

ویلیام هالسی

نوشته شده در جمعه بیستم تیر 1393ساعت 17:53 توسط ❤HoMeIra❤|
قرار بود در مدرسه پسرکوچولو نمایشنامه ای اجرا شود. به همین خاطر اولیای امور داشتند از داوطلبین شرکت در اجرای این نمایشنامه ، تست به عمل آورند. جیمی اسکات هم جزو این داوطلبین بود. مادر جیمی می گفت که پسرش خیلی علاقه مند و امیدوار به ایفای نقش در این نمایشنامه است. اما ترسش از این بود که جیمی برای این کار انتخاب نشود. روزی که قرار بود نقش های نمایشنامه را اعلام کنند مادرش به مدرسه رفت جیمی به محض دیدن مادرش به طرف او دوید و هیجان زده و با چشمانی که از غرور می درخشیدند فریاد زد : " حدس بزن مادر... حدس بزن! .... مادر، آنها به من هم نقشی داده اند. من انتخاب شدم که کف بزنم و هورا بکشم! "

 

من :<<  >> نظر بدین دیگه!

نوشته شده در چهارشنبه یازدهم تیر 1393ساعت 15:30 توسط ❤HoMeIra❤|

تو رمان هایی که خوندین ، کدوم شخصیت هارو بیشتر دوست داشتین؟

راستی بگین اون شخصیت چه جور آدمی بوده و چیکار میکرده؟!

اسم رمان هم بگین!

منتظرم نظرتونو بگید خودمم بعدا میام تو کامنتا میگم

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

با مشاهده ی نظرات گفتم اینم بذارم! :

خیلی‌ها تصور می‌کنند که خواندن رمان‌های مختلف، هیچ سود آنی برای آنها در بر ندارد، آدم‌های زیادی را می‌شناسم که معتقدند که خواندن رمان یعنی دور ریختن وقت و سرمایه، بعضی‌هاشان می‌گویند که چرا وقتی مثلا می‌شود اقتباس سینمایی یک رمان را در عرض دو ساعت دید، بیاییم و کتابی را صفحه به صفحه بخوانیم.

ما البته برای این دسته از مردم، توجیهاتی داشتیم، توجیهاتی که بی‌شمار بودند:

- آشنایی یا دنیاهایی جدید، فرهنگ‌های تازه، ایده‌های تازه و زوایای دید متفاوت

- آفزایش دامنه واژگان اندوخته شده در ذهن

- افزایش قدرت تجسم، تحلیل و تفکر انتزاعی

- کسب توان اجتماعی از طریق این توانایی‌های کسب‌شده

- این را هم در نظر داشته باشید که خواندن حتی یک کتاب در کودکی و نوجوانی می‌تواند به کل مسیر زندگی یک شخص را دگرگون کند.

خواننده داستان یا رمان ،علاوه بر این که از خواندن لذت می برد ؛ با اشخاص، افکار و ایده ها ، زندگی ها و آداب ورسوم در فرهنگ خود و ملل دیگر آشنا می شود و می تواند از روش زندگی آن ها الهام گرفته در زندگی خود به کار بندد و دیگر روشی که شخصیت داستان به کار بسته و به نتیجه ای نر سیده به کار نبندد و بالعکس آن چه باعث شده شخصیت داستان در کارهایش موفق شود ، الگو بردارد و زودتر به سرانجام کارها برسد .

نوشته شده در یکشنبه هشتم تیر 1393ساعت 21:15 توسط ❤HoMeIra❤|

خانوم شمیم شما که نظر خصوصی میدی من چجوری جوابت بدم؟

نوشته شده در یکشنبه هشتم تیر 1393ساعت 21:9 توسط ❤HoMeIra❤|

اگر چه شما نمی توانید همیشه محتوای یک کتاب داستان را از روی جلد آن و یا توضیحات پشت جلدش، تشخیص دهید اما در عین حال می توانید از روی نوع کتابی که انتخاب می کنید یعنی رمان، مهیج، جنایی، تخیلی و ... می توانید شخصیت خود پی ببرید. واقعاً از چه کتابی بیشتر از همه لذت می برید تا بتوانید پی به شخصیت خود ببرید ؟

 

 

کتاب داستان های عشقی و رمان

دقیقاً مانند شخصیت های درام و رمانتیک این جور کتاب ها، شما رمانتیک هستید! شما جزء آن دسته افرادی هستید که دوست دارند همیشه خانه شان پر از گل و شمع های خوشبو کننده باشد. برای شما یک رمان واقعی یعنی این باور و عقیده که هر آرزویی می تواند به حقیقت بپیوندد، خواه مربوط به یک هدف بلند و مدت دار باشد و خواه خرید یک خانه در محیطی زیبا و پر از گل.

 

 

کتاب داستان های حادثه ای ( این الان منم!)

شخصیت منحصر به فرد کتاب های حادثه ای در دنیایی از هیجان و ماجرا زندگی می کند و شما به سمت آنها کشیده می شوید زیرا شما هم مانند آنها از هیجان و شور و ماجراجویی در زندگیتان لذت می برید. شجاع و خلاق و پر جنب و جوش هستید به دنبال چیزهای غیر متعارف می روید و تجربه های تازه را دوست دارید خواه این تجربه یک سرگرمی جدید باشد با درست کردن یک غذای تازه. تمایل شما به چیزهای جدیدی که اصلاً نسبت به آنها تجربه ای ندارید و لاجرم کمی ماجراجویی نیز در آنها نهفته است برای شما مانند غذای روح است.

 

 

کتاب داستان های بسیار ترسناک

...آه! چیزی زیر تخت است؟! چه کسی می ترسد؟! مسلماً شما نه! داستان های این چنینی پر از موقعیت های ترسناک و وحشتناک هستند اما به هر حال قهرمانان شان همیشه خود را آن قدر شجاع و قوی میابند که به سراغناشناخته ها رفته و سرانجام پیروز از میدان خارج می شوند. شما همیشه جذب این کتاب ها می شوید زیرا شما نیز مانند قهرمانان این کتاب ها، نیرویی دارید که به شما کمک می کند تا بتوانید موقعیت های دشوار را به خوبی پشت سر بگذارید و زمانی که دیگران به کمی قوت قلب و حمایت نیاز دارند تنها به شما نگاه کرده و از شما الهام می گیرند! به یاد داشته باشید این جسارت و شهامت با ماجراجویی تفاوت دارد، کسانی که عشق ماجراجویی دارند درست است که سر نترسی دارند، اما الزاماً هر موقعیت ترسناكی را نمی توانند تحمل کنند!

 

 

کتاب داستان های پلیسی، کاراگاهی

بدون اینکه از محتوای کتاب اطلاع داشته باشید بلافاصله به سراغ کتاب های آگاتاکریستی می روید زیرا می دانید قهرمان آن پوآرو، آن قدر شما را به دنیای جذاب و جالبی می برد که ارزش خرید آن را دارد. درست مانند قهرمانان کتاب های پلیسی به سرعت برق و باد تصمیم گرفته و آن را عملی می کنید و به ندرت تحت تاثیر فشار ناشی از یک موقعیت قرار می گیرید. شما به دانش و توان ذاتی خود تکیه دارید؛ همان ضمیر خوداگاهی که به شما می گوید چه چیزی درست و چه چیزی نادرست است و این ضمیر خودآگاه هیچ گاه شما را به اشتباه نمی اندازد!

 

 

کتاب داستان های تخیلی

قهرمانان این نوع کتاب ها بالقوه افرادی با اراده و باهوشی هستند که می توانند با هر مشکلی دست و پنجه نرم کرده و پیروز و سربلند از میدان خارج شوند!

اگر شما از خواندن این نوع کتاب ها لذت می برید، به این علت است که همیشه آماده رویارویی با یک چالش بزرگ هستید. در واقع شما هم مانند قهرمانان این نوع کتاب ها، هیچ گاه در موقعیت های دشوار دچار استرس نشده و همیشه آماده اید تا با مشکل بعدی نیز مبارزه کنید! ظرفیت شما در رویارویی با مسائل و مشکلات قابل تحسین است. معمولاً خوانندگان این نوع کتاب ها، سراغ سخت ترین کارها و آزمون ها رفته و سربلند هم بیرون می آیند.

نوشته شده در یکشنبه هشتم تیر 1393ساعت 17:59 توسط ❤HoMeIra❤|

شخصیت شناسی از روی امضا

حتی اگر هم خودش بخواهد، نمی‌تواند آنچه درونش است را پنهان کند. کافی است کمی با فوت‌و‌فن‌های شخصیت‌شناسی آشنا باشید و نتیجه چند تحقیق را به دقت خوانده باشید، تا دست هر کسی برایتان رو شود. اگر می‌خواهید بدانید بغل دستی‌تان، واقعا کیست و چه ویژگی‌هایی دارد، بهتر است یک قلم و کاغذ جلویش بگذارید و بخواهید برای یادگاری هم که شده به شما امضا بدهد. متخصصان نشانه‌شناس و گروهی از روانشناسان، معتقدند شیوه امضا کردن آدم‌ها می‌تواند برخی از خصوصیات‌شان را آشکار کند و به ما بگوید که در مقابل‌شان باید چه رفتاری را در پیش بگیریم.

 

 

امضای منطقی‌ها

اگر در زمان امضا کردن، خودکار را به طرف عقربه‌های ساعت حرکت می‌دهد، فردی منطقی است. اما اگر برعکس این حرکت را انجام می‌دهد، احتمالا با فردی روبه‌رو هستید که به آسانی دلایل شما را نمی‌پذیرد و قانع نمی‌شود، چراکه افرادی که برخلاف عقربه‌های ساعت امضا می‌کنند، معمولا آدم‌هایی غیرمنطقی هستند. پس بهتر است زمانی که فرد مقابل‌تان امضا می‌کند، در کنارش حضور داشته باشید تا علاوه بر شکل امضا، بتوانید جهت حرکت خودکار روی کاغذ را هم ببینید.

 

امضای بی‌خیال‌ها

کسانی که امضایشان، گنگ و خط‌خطی است و با عجله و بدون درنگ امضا می‌کنند، زندگی را آسان می‌گیرندو به خاطر موانع‌‌ای که برسر راه‌شان است، زندگی را به کام خود تلخ نمی‌کنند. اگر شما هم آدم آسان گیری باشد،‌در کنار آنها خوش‌خواهید گذراند؛ اما اگر سخت گیر و عصبی باشید بودن با آنها برای‌تان سخت‌ترین کار خواهد بود.

 

امضای جدی‌ها

آدم‌هایی که هنگام امضا کردن، خودکار را روی کاغذ فشار می‌دهند، اغلب افراد جدی و منظمی هستند. اگر کاری را به آنها سپرده‌اید، نیازی نیست که نگران انجام شدنش باشید، چون نظم آنها نگرانی شما را برطرف می‌کند اما باید بدانید که این افراد استرس زیادی دارند و احتمال دارد از ضربه‌ای یا سختی‌ای که در کودکی خورده‌اند، آسیب دیده باشند.

 

امضای مرموز‌ها

اگر هنگام امضا کردن، خودکار را آرام حرکت می‌دهد و مراقب است که به بهترین شکل امضا کند، احتمالا شخصیتش با آنچه بروز می‌دهد متفاوت است و می‌خواهد در مقابل شما، خود را بهتر از آنچه که هست جلوه دهد. در مقابل چنین فردی کمی محتاط باشید و زمان بیشتری را صرف شناختن خود واقعی‌اش درنظر بگيريد، چراکه به احتمال زیاد، او چیزهای زیادی را برای پنهان کردن از شما دارد.

 

امضای آدم‌های مغرور

آدم‌هایی که به‌جای امضا کردن، نام خود را می‌نویسند، خود را فردی باارزش می‌دانند و به توانایی‌هایشان ایمان دارند. آنها دوست دارند نامشان را در همه جا مطرح کنند و آنقدر خود را مطرح و توانمند می‌دانند که ممکن است گاهی مغرور و خودخواه جلوه کنند. این افراد تمام تلاش‌شان را می‌کنند تا در موقعیت‌های شایسته‌ای قرار بگیرند و از این راه احساس غرور‌شان را ارضا کنند.

 

امضای برونگراها

اگر با فردی روبه‌رو هستید که بزرگ و با حروف درشت امضا می‌کند، احتمالا با یک برونگرا در ارتباط هستید. بررسی‌ها می‌گوید آنها افراد با اعتماد به نفسی هستند که گاهی خودشان را بیش از حد باور دارند اما به‌دليل اراده قوی‌شان می‌توانید روی آنها حساب کنید. از طرف دیگر، کسانی که در سمت راست یک متن امضا می‌کنند، آدم‌هایی برونگرا و اجتماعی هستند که خیلی راحت با غریبه‌ها صمیمی می‌شوند و اگر با چنین فردی به مهمانی دعوت شوید، حتما به شما خوش می‌گذرد.

 

امضای صادق‌ها

برای آنکه بدانید با فردی صادق روبه‌رو هستید یا نه، می‌توانید از او بخواهید یک فرم را هم امضا کند. بررسی‌ها مaی‌گوید اگر او بالای فرم را امضا کرد، احتمالا آدم راستگویی نیست، اما اگر پایین فرم را امضا کرد، بیشتر می‌توانید به گفته‌هایش اعتماد کنید. از نظر آنها کسانی که بالای فرم را امضا می‌کنند، کمتر به تعهدات‌شان پایبند می‌مانند؛ پس بهتر است قبل از اعتماد کردن بهانه‌ای برای گرفتن امضایش پیدا کنید.

 

امضای لجباز‌ها

اما اگر طرف مقابل‌تان در امضایش از خطوط عمودی استفاده می‌کند، باید بدانید با فردی لجباز روبه‌رو هستید که معمولا هر کاری که بخواهد، انجام می‌دهد، چراکه این افراد، معمولا روی تصمیم‌ها و کارهایی که می‌خواهند انجام دهند، پافشاری می‌کنند. البته این خصلت آنها همیشه هم بد نیست، چون برای رسیدن به چیزی که می‌خواهند تلاش و پافشاری می‌کنند، اگر شما هم آدم لجبازی هستید، ‌احتمالا آسان با چنین فردی کنار نمی‌آیید.

 

امضای عصبی‌ها

اگر با فردی روبه‌رو هستید که امضایش شلوغ ‌است، بدانید که شخصیتی مضطرب و ناآرام دارد به ویژه اگر این شخص، امضایی با شکل‌های در هم و آشفته را انتخاب کرده ‌است، می‌توانید آسان‌تر احتمال مضطرب بودنش را مطرح کنید. چنین فردی آسان از کوره در می‌رود، پس در مقابل او کمی محتاط‌تر رفتار کنید. بعید نیست که این افراد آدم‌های شکاکی باشند و بخواهد از همه رفتارهای شما سر در بیاورند.

 

امضای درونگراها

افرادی که سمت چپ صفحه را برای امضا کردن انتخاب می‌کنند، آدم‌های خجالتی و درونگرایی هستند که راحت با هرکسی کنار نمی‌آیند. این افراد از اینکه به جمعی وارد شوند که کسی را در آن نمی‌شناسند عذاب می‌کشند و دوست ندارند کسی سر از کار‌شان در بیاورد. آنها سرشان به کار خودشان گرم است و قرار گرفتن در موقعیت‌های ناگهانی، می‌تواند آنها را به شدت مضطرب و حتی ناامید کند.

 

امضای مهربان‌ها

آدم‌های مهربان و بخشنده، هنگام امضا کردن، قلم را بسیار آرام روی کاغذ حرکت می‌دهند. سادگی امضای آنها، از قلب ساده‌شان خبر می‌دهد. آنها یا شخصیتی ساده دارند یا سواد بالایی ندارند. این افراد به راحتی حرف دیگران را باور می‌کنند و خودشان هم برای بزرگ‌تر جلوه دادن شخصیت‌شان به دروغ و فریب رو نمی‌آورند.

 

امضای سختکوش‌ها

کسانی که در امضایشان از خطوط منحنی و بدون زاویه استفاده می‌کنند، آدم‌های سختکوشی هستند که با هوش و پشتکار فراوانشان به هر چه بخواهند می‌رسند. این افراد برای رسیدن به اهداف خود بسیار مصمم و پر تلاش هستند و تا رسیدن به هدفشان، صبور و بردبارند.آنها حتی با وجود مشکلات هم، هرگز از تصمیم‌شان منصرف نمی‌شوند.

 

امضای‌خجالتی‌ها

کسانی که کوتاه و کوچک امضا می‌کنند، افرادی خجالتی هستند که اعتماد به نفس پایینی دارد. آنها از توانایی‌های خودشان a و معمولا خود را در حاشیه قرار می‌دهند وa در مهمانی‌ها به راحتی با غریبه‌ها صمیمی نمی‌شوند. آنها آنقدر به خودشان بی‌اعتماد هستند که حتی نمی‌خواهند در صفحه کاغذ جای زیادی را اشغال کنند و سعی می‌کنند امضایی کوچک داشته باشند.

 

امضای خودم یکم پیچیده هست!

منطقی_بیخیال_یکمی مغرور_یکوچولو لجباز!

الان فکر کنم فهمیده باشید با این چیزا امضام خیلی شلوغه!

پس عصبی ام!

من که هیچ اثری از عصبی بودن تو خودم نمیبینم!

قضیه ی این امضای شلوغم اینه که از کلاس سوم تا حالا هر چند وقت یه بار یه چیزی به امضام اضافه میکنم!

 

نوشته شده در یکشنبه هشتم تیر 1393ساعت 17:32 توسط ❤HoMeIra❤|
یک پسر و دختر کوچولو داشتند با هم بازی میکردند. پسر کوچولو یک سری تیله داشت و دختر کوچلو هم چندتایی شیرینی. پسرکوچولو به دخترکوچولو گفت : " من همه ی تیله هامو بهت می دم، تو هم همه ی شیرینیات رو به من بده ." دختر هم قبول کرد.

پسر کوچولو بزرگترین و قشنگترین تیله ها را یواشکی برای خودش کنار گذاشت و بقیه را به دختر کوچولو داد! اما دخترکوچولو صادقانه همان جوری که قول داده بود تمام شیرینی هایش را به پسرکوچولو داد.

همان شب دختر کوچولو با آرامش تمام خوابید، ولی پسرکوچولو نمی توانست بخوابد! چون به این فکر می کرد که همان طور که خودش بهترین تیله ها را یواشکی پنهان کرده بود، شاید دخترکوچولو هم همه ی شیرینی هایش را به او نداده...!!

نوشته شده در یکشنبه هشتم تیر 1393ساعت 15:26 توسط ❤HoMeIra❤|
به یه نفر ميگن تو که روزه نمي گيري،

چرا سحري مي خوري؟ مي گه نماز که نخونم،...

روزه که نمیگيرم...سحری هم نخورم؟ بابا مگه من کافرم؟

ماه رمضان مبارک

کیا روزه نمیگیرن؟

راستشو بگین!

نوشته شده در شنبه هفتم تیر 1393ساعت 21:27 توسط ❤HoMeIra❤|
معلم سر کلاس به دانش آموزانش گفت: با موضوع " اگر مدیرعامل بودید چه می کردید؟ " انشا بنویسید.

همه تند تند و با هیجان شروع کردند به نوشتن ؛ جز یک نفر! آن یک نفر خیلی آرام تکیه داده بود و داشت از پنجره، بیرون را تماشا می کرد!

معلم از او پرسید : چرا تو هیچی نمی نویسی؟!

بچه گفت : منتظرم تا منشی ام بیاید.

بچه ها خواهشا نظر یادتون نرهههههههه....

درسته بعضی از مطالب اینجا رو از اینترنت میگیرم...ولی بیشترشو خودم از رو کتاب تایپ میکنم

 

نوشته شده در جمعه بیست و سوم خرداد 1393ساعت 16:50 توسط ❤HoMeIra❤|
يه روز يه كاميون گلابي داشته توي جاده مي رفته كه يه دفعه مي‌افته توی يه دست‌انداز،
 يكي از گلابي‌ها مي‌افته وسط جاده، بر مي‌گرده به كاميون نگاه مي‌كنه و ميگه: گلابي‌ها، گلابي‌ها!
گلابي‌ها ميگن: گلابي، گلابي!
كاميون دورتر مي شه، صداشون ضعيف‌تر مي شه. گلابي ميگه: گلابي‌ها، گلابي‌ها!
گلابي‌ها مي گن: گلابي، گلابي!
باز كاميو...ن دورتر ميشه، گلابي ميگه: گلابي‌ها، گلابي‌ها! اما صداي گلابي ديگه به گلابي‌ها نمي‌رسه!
گلابي‌ها موبايل راننده رو مي گيرن و زنگ ميزن به موبايل گلابي، اما چه فايده كه گلابي ايرانسل داشته و
توي جاده آنتن نمي‌داده! گلابي يه نفر رو پيدا مي‌كنه كه موبايل دولتي داشته،
زنگ مي‌زنه به راننده و مي گه: گوشي رو بده به گلابي‌ها، وقتي كه گلابي‌ها گوشي رو مي گيرن،
گلابي ميگه: گلابي‌ها، گلابی ها! گلابی ها می گن: گلابی، گلابی!

اون شور و اشتیاقتون تو حلقم
واقعا دوست دارين باز هم ادامه داشته باشه ؟!

این الان چی بود؟خودمم نفهمیدم!

نوشته شده در سه شنبه بیستم خرداد 1393ساعت 15:38 توسط ❤HoMeIra❤|
تعدادى پيرزن با اتوبوس عازم تورى تفريحى بودند. پس از مدتى يکى از پيرزنان به پشت راننده زد و يک مشت بادام به او تعارف کرد راننده تشکر کرد و بادام‌ها را گرفت و خورد. در حدود ٤٥ دقيقه بعد دوباره پيرزن با يک مشت بادام نزد راننده آمد و بادام‌ها را به او تعارف کرد راننده باز هم تشکر کرد و بادام‌ها را گرفت و خورد. اين کار دوبار ديگر هم تکرار شد تا آن که بار پنجم که پيرزن باز با يک مشت بادام سراغ راننده آمد، راننده از او پرسيد چرا خودتان بادام‌ها را نمى‌خوريد؟ پيرزن گفت چون ما دندان نداريم. راننده که خيلى کنجکاو شده بود پرسيد پس چرا آن‌ها را خريده‌ايد؟ پيرزن گفت ما شکلات دور بادام‌ها را خيلى دوست داريم!

نوشته شده در سه شنبه بیستم خرداد 1393ساعت 15:31 توسط ❤HoMeIra❤|
ﺭﻭﺯﯼ ﻣﺮﺩﯼ ﻋﻘﺮﺑﯽ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ ﮐﻪ ﺩﺭﻭﻥ ﺍﺏ ﺩﺳﺖ ﻭ ﭘﺎ ﻣﯿﺰﻧﺪ،ﺍﻭ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺖ ﻋﻘﺮﺑ  ﺮﺍ ﻧﺠﺎﺕ ﺩﻫﺪ ﺍﻣﺎ ﻋﻘﺮﺏ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻧﯿﺶ ﺯﺩ .
 ﻣﺮﺩ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺳﻌﯽ ﮐﺮﺩ ﺗﺎ ﻋﻘﺮﺏ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺍﺏ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺑﯿﺎﻭﺭﺩ،ﺍﻣﺎ ﻋﻘﺮﺏ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻧﯿﺶ ﺯﺩ .
 ﺭﻫﮕﺬﺭﯼ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ ﻭﭘﺮﺳﯿﺪ : ﺑﺮﺍﯼ ﭼﻪ ﻋﻘﺮﺑﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻧﯿﺶ ﻣﯿﺰﻧﺪ ﻧﺠﺎﺕ ﻣﯿﺪﻫﯽ؟
ﻣﺮﺩ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩ: ﺍﯾﻦ ﻃﺒﯿﻌﺖ ﻋﻘﺮﺏ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﯿﺶ ﺑﺰﻧﺪ ﻭﻟﯽ ﻃﺒﯿﻌﺖ ﻣﻦ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻋﺸﻖ ﺑﻮﺭﺯﻡ!

.
.
.
.


ﺭﻫﮕﺬﺭ ﮔﻔﺖ : ﺁﻧﻘﺪﺭ ﻋﺸﻖ ﺑﻮﺭﺯ ﺗﺎ جونت درآد!

نوشته شده در سه شنبه بیستم خرداد 1393ساعت 15:23 توسط ❤HoMeIra❤|
تو خیابون یه مرد میانسالی جلومو گرفت , گفت آقا ببخشید, مادر من تو اون آسایشگاه روبرو نگهداری میشه, من روم نمیشه چشم تو چشمش بشم چون زنم مجبورم کرد ببرمش اونجا, این امانتی رو اگه از قول من بهش بدید خیلی لطف کردید.
قبول کردم و کلی هم نصیحتش کردم که مادرته بابا, اونم ابراز پشیمونی کرد و رفتم داخل آسایشگاه, پیر زن رو پیدا کردم, گفتم این امانتی مال شماس, گفت حامد پسرم تویی؟
گفتم نه مادر, دیدم دوباره گفت حامد تویی مادر؟
دلم نیومد این سری بگم نه , گفتم آره, پیرزنه داد زن میدونستم منو تنها نمی ذاری,
شروع کرد با ذوق به صدا کردن پرستار که دیدی پسر من نامهربون نیست؟
پرستاره تا اومد گفت شما پسرشون هستید؟
تا گفتم آره دستمو گرفت, گفت 4 ماه هزینه ی نگهداری مادرتون عقب افتاده , باید تسویه کنید
حالا از من هی غلط کردم واینکه من پسرش نیستم ولی دیگه باور نمی کردن
آخر چک و نوشتم دادم دستش, ولی ته دلم راضی بود که باز این پیر زن و خوشحال کردم , هر چند که پسرش خیلی ... بود.
اومدم از پیرزنه خدافظی کنم تا منو دید گفت دستت درد نکنه , رفتی بیرون به پسرم حامد بگو پرداخت شد , بیا تو مادر!!! :)))

نوشته شده در سه شنبه بیستم خرداد 1393ساعت 15:13 توسط ❤HoMeIra❤|
نگاه ها همه بر روی پرده سینما بود..

اکران فیلم شروع شد، شروع فیلم، تصویری از سقف یک اتاق بود.

دو دقیقه بعد همچنان سقف اتاق…سه،چهار، پنج……..،

هشت دقیقه اول فیلم فقط سقف اتاق!

صدای همه در آمد...

اغلب حاضران سینما را ترک کردند!

ناگهان دوربین حرکت کرد و آمد پایین و به جانباز قطع نخاع خوابیده روى تخت رسید.

در آخر زیرنویس شد؛ این تنها ۸ دقیقه از زندگى این جانباز بود…!!!

نوشته شده در دوشنبه نوزدهم خرداد 1393ساعت 22:31 توسط ❤HoMeIra❤|
خیلی جالب بود به نظرم، گفتم شمام بدونین

اینا رو به ترتیبی که خودم دوست دارم گذاشتم!

شخصیت شناسی ساز پیانو

شما شخصیت آرامی دارید.تفکر منحصر به فرد شما، شما را از دیگران متمایز می کند.آرزوهای شما یا خیلی دور هستند یا خیلی نزدیک وبین این دو ستاره ای از آرزو برای شما چنان نمی درخشد که نظر شما را جلب کند. تخیل زیبایتان توانایی آنرا دارد تا به حقیقتی دست یافتنی و ملموس تبدیل شود حتی اگر دیگران آن را تأیید نکنند.

شخصیت شناسی ساز ویولن

شما فردی بسیار زیرک و باهوش هستید و متوجه نکاتی می شوید که دیگران از آنها غافلند. به زبان ساده یعنی مو را از ماست می کشید .باید در مسیر زندگی خود پا پیش بگذارید تا بتوانید موفق شوید و قبل از انجام هر کاری درباره ی آن بیندیشید تا موقعیت های خوب را شکار کنید. غرور شما قسمتی از شخصیت شماست پس نه به راحتی آنرا زیر پا بگذارید و نه آنرا سر سختانه برای خود حفظ کنید.خوشبختی شما در گرو استفاده ی به موقع از لحظه هاست، لحظه و زمان را از دست ندهید.

شخصیت شناسی ساز گیتار

به اصطلاح شما فردی سرزنده و فعال هستید.در ارتباط خود با دیگران به دنبال واژه های درشت نمی گردید. شاید گاهی برای صحبت کردن از احساسات خود دچار مشکل می شوید ولی سعی کنید تا از آنچه هستید راحتتر باشید.کلام شما ساده اما دلنشین است و یکی از ویژگیهای شما آن است که اگر کسی را دوست بدارید نمی توانید به راحتی او را فراموش کنید. روابط اجتماعی مناسبی دارید و به شب های پر ستاره علاقه مندید.

شخصیت شناسی ساز شیپور

شما یک انسان خوش نشین هستید. دیگران فکر می کنند به راحتی می توانند به درون شما پی ببرند اما به واقع خلاف این موضوع است. با آنکه به طور غیر مستقیم در حل مسائل خود از دیگران کمک می گیرید اما سعی کنید تا از اندیشه های دیگران نیز به طور مستقیم بیشتر استفاده کنید.

شخصیت شناسی ساز آکاردئون

وجود شما سراسر از عشق است و شما عاشق دوست داشتن هستید.آنچه که شما گم کرده اید و به جستجوی آن می پردازید درون شما وجود دارد.به اطراف خود بیشتر توجه کنید، گم کرده ی شما بسیار نزدیک به شماست، سعی کنید مهار زندگی خود را در دست داشته باشید تا آن را بیشتر رام کنید.

از اینجا به بعدو دوست ندارم دیگه اصلا!

شخصیت شناسی ساز سه تار

 

اندیشه های عارفانه ای دارید.به آینده بسیار می اندیشید وآن چه در اطراف شما می گذرد برای شخصیت شما اهمیت کمتری دارد.در اثبات حسن نیت خود سعی و تلاش می کنید ودر بعضی مواقع دست از آن برمی دارید. انسان مستعدی هستید و این به آن معناست که با کمی تلاش می توانید به قله های دست نیافتنی، برسید.البته بسیار خیال پرداز نیستید و دنیای ذهنی شما یک دنیای دست یافتنی است.

شخصیت شناسی ساز سنتور

 

رفتار شما بسیار دلنشین است اما گاهی دیگران را از خود می رنجانید و این به دلیل شرایطی است که برای شما به وجود می آید. همیشه فکر می کنید که دیگران شما را درک نمی کنند اما این قضاوت در برخی موارد اشتباه است.یک نکته ی مهم دیگر این است که برای رسیدن به مقصد باید صبر پیشه کنید و جالب تر آن که خود نسبت به این موضوع آگاه هستید.

شخصیت شناسی ساز دف

 

از ارتباط با خداوند لذت می برید و این امر نشأت گرفته از اندیشه های عارفانه ی شماست . در ذهن و افکار خود به سیر و سفر می پردازید و این سفر نه به معنای سفر از شهری به شهر دیگر، بلکه از عالمی به عالم دیگر است. شما دوست دارید که در آن عالم لحظاتی را سپری کنید، در آنجا بغض خود را بشکنید و خالصانه با خدای خود حرف بزنید. شاید فکر می کنید خدا شما را فراموش کرده است اما خدا بندگانش را هرگز فراموش نمی کند.

شخصیت شناسی ساز ارگ

 

شما یک فرد کاملا״ احساساتی هستید.با آنکه در بعضی مواقع آنرا بروز نمی دهید اما به این فکر می کنید که آیا کسی که دوستش دارید نیز به شما می اندیشد؟ بدانید که او نیز شما را تا حد امکان دوست دارد.حس و نوع عشق شما از عشق های صادقانه است که شاید برای کمتر کسی اتفاق بیفتد.

منبع:http://www.persianfal.com/

 

 

نوشته شده در یکشنبه یازدهم خرداد 1393ساعت 17:8 توسط ❤HoMeIra❤|
یه روز 4 تا حیوون تصمیم گرفتن از یه درخت نارگیل برن بالا

1 شیر

2میمون

3زرافه

4 سنجاب

تصمیم گرفتند که مسابقه بدهند که کدام یک برای چیدن موز از درخت سریع تر بالا میرود.

فکر می کنی کدام یک برنده می شود؟

پاسخ نشانگر شخصیت توست...

پس با دقت فکر کن...

پاسخ را در پایین مشاهده کنید :

 

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

اگر پاسخ تو

شیر است = خسته و کسل هستی

میمون = گیج هستی

 زرافه = کاملا تعطیل هستی

سنجاب = نا امید هستی

چرا؟

برای اینکه :

درخت نارگیل موز نداره!

مشخصه که تحت فشاری و زیاد کار کردی...

باید یه مدتی استراحت کنی!

نوشته شده در جمعه بیست و ششم اردیبهشت 1393ساعت 18:36 توسط ❤HoMeIra❤|

 

 

یه هفته ای پیش ما بود بعدش.....مـــــــــــــــــرد!!!!!!:(

 

نوشته شده در چهارشنبه بیستم آذر 1392ساعت 14:35 توسط ❤HoMeIra❤|

کزروس به کورش بزرگ گفت : چرا از غنیمت های جنگی چیزی را برای خود بر نمی داری و همه را به مردم و سربازانت می بخشی ؟!

کورش گفت اگر غنیمت های جنگی را نمی بخشیدیم الان دارایی من چقدر بود؟

گزروس عددی را با معیار آن زمان گفت ...

سپس  کورش یکی از سربازانش را صدا زد و گفت برو به مردم بگو کورش برای امری به مقداری پول و طلا نیاز دارد !

سرباز در بین مردم جار زد و سخن کورش را به گوششان رسانید...

مردم هرچه در توان داشتند برای کورش فرستادند !

وقتی که مالهای گرد آوری شده را حساب کردند ، از آنچه کزروس انتظار داشت بسیار بیشتر بود ...!

کورش رو به کزروس کرد و گفت : ثروت من اینجاست.اگر آنها را پیش خود نگه داشته بودم ، همیشه باید نگران آنها می بودم .

زمانی که ثروت در اختیار توست و مردم از آن بی بهره اند مثل این می ماند که تو نگهبان پولهایی که مبادا کسی آن را ببرد ... 

نوشته شده در جمعه هفدهم آبان 1392ساعت 14:36 توسط ❤HoMeIra❤|
یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می توانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق، بیان کنید؟

برخی از دانش آموزان گفتند با بخشیدن عشقشان را معنا می کنند. برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف های دلنشین» را راه بیان عشق عنوان کردند. شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنج ها و لذت بردن از خوشبختی» را راه بیان عشق می دانند…..

در آن بین، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند.

داستان کوتاهی تعریف کرد:

یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند. آنان وقتی به بالای تپه رسیدند درجا میخکوب شدند. یک قلاده ببر بزرگ، جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود. شوهر، تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود. رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرات کوچک ترین حرکتی نداشتند. ببر، آرام به طرف آنان حرکت کرد. همان لحظه، مرد زیست شناس فریاد زنان فرار کرد و همسرش را تنها گذاشت. بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه های مرد جوان به گوش زن رسید. ببر رفت و زن زنده ماند.

داستان به اینجا که رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد. راوی اما پرسید : آیا می انید آن مرد در لحظه های آخر زندگی اش چه فریاد می زد؟

بچه ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است! راوی جواب داد: نه، آخرین حرف مرد این بود که «عزیزم، تو بهترین مونسم بودی.از پسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود.››

قطره های بلورین اشک، صورت راوی را خیس کرده بود که ادامه داد: همه زیست شناسان می دانند ببر فقط به کسی حمله می کند که حرکتی انجام می دهد و یا فرار می کند. پدر من در آن لحظه وحشتناک ، با فدا کردن جانش پیش مرگ مادرم شد و او را نجات داد. این صادقانه ترین و بی ریاترین ترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم و من بود.


خیلی قشنگ بود:(

نوشته شده در جمعه هفدهم آبان 1392ساعت 14:24 توسط ❤HoMeIra❤|
اگر میخواهید دشمنان خود را تنبیه کنید به دوستان خود محبت کنید

آنچه جذاب است سهولت نیست، دشواری هم نیست، بلکه دشواری رسیدن به سهولت است

وقتی توبیخ را با تمجید پایان می دهید، افراد درباره رفتار و عملکرد خود فکر می کنند، نه رفتار و عملکرد شما

سخت کوشی هرگز کسی را نکشته است که نگرانی از آن است که انسان را از بین می برد

اگر همان کاری را انجام دهید که همیشه انجام می دادید، همان نتیجه ای را می گیرید که همیشه می گرفتید

افراد موفق کارهای متفاوت انجام نمی دهند، بلکه کارها را بگونه ای متفاوت انجام می دهند

پیش از آنکه پاسخی بدهی با یک نفر مشورت کن ولی پیش از آنکه تصمیم بگیری با چند نفر

کار بزرگ وجود ندارد، به شرطی که آن را به کارهای کوچکتر تقسیم کنیم

کارتان را آغاز کنید، توانایی انجامش بدنبال می آید

انسان همان می شود که اغلب به آن فکر می کند

همواره بیاد داشته باشید آخرین کلید باقیمانده، شاید بازگشاینده قفل در باشد

تنها راهی که به شکست می انجامد، تلاش نکردن است

دشوارترین قدم، همان قدم اول است

عمر شما از زمانی شروع می شود که اختیار سرنوشت خویش را در دست می گیرید

آفتاب به گیاهی حرارت می دهد که سر از خاک بیرون آورده باشد

وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد، بخاطر این است که شما چیز زیادی از آن نخواسته اید

من یاور یقین و عدالتم، من زندگی ها خواهم ساخت، من خوشی های بسیار خواهم آورد

من ملتم را سربلند خواهم کرد، زیرا شادمانی او شادمانی من است

خداوند کشورم را از دشمن خشکسالی و دروغ محفوظ دارد.
نوشته شده در جمعه هفدهم آبان 1392ساعت 13:39 توسط ❤HoMeIra❤|

باید و نبایدهای سه گانه در زندگی

  Three things in life that are never certain
سه چیز در زندگی پایدار نیستند

Dreams
رویاها

Success
موفقیت ها

Fortune
شانس
«»«»««»»««»»««»«»

Three things in life that, once gone, never come back
سه چیز در زندگی که وقتی از کف رفتند باز نمی گردند

Time
زمان

Words
گفتار

Opportunity
موقعیت

«»«»«»«»«»«»«»«»«»

Three things that destroy us

سه چیز ما را نابود می کنند

Arrogance
تکبر

Greed
زیاده طلبی

Anger
عصبانیت



Three things that humans make
سه چیز انسانها را می سازند
Hard Work
کار سخت

Sincerity
صمیمیت

Commitment
تعهد



Three things in life that are most valuable
سه چیز بسیار ارزشمند در زندگی
Love
عشق

Self-Confidence
اعتماد به نفس

Friends
دوستان

«»«»«»«»«»«»«»«»«»

Three things in life that may never be lost
سه چیز در زندگی که هرگز نباید آنها را از دست داد
Peace
آرامش

Hope
امید

Honesty
صداقت



Happiness in our lives has three primary principles
خوشبختی زندگی ما بر سه اصل است
Experience of Yesterday
تجربه از دیروز

Use of Today
استفاده از امروز

Hope for Tomorrow
امید به فردا


Ruin our lives is the three principles
تباهی زندگی ما نیز بر سه اصل است

Regret of Yesterday
حسرت دیروز

Waste of Today
اتلاف امروز

Fear of Tomorrow
ترس از فردا

نوشته شده در جمعه هفدهم آبان 1392ساعت 13:33 توسط ❤HoMeIra❤|

تفنگهاي پر براي شليك به

مغزهاي پر ساخته شده اند

و مغزهاي خالي براي پر كردن

اين تفنگها !

نوشته شده در جمعه هفدهم آبان 1392ساعت 13:28 توسط ❤HoMeIra❤|

من برای متنفر بودن از کسانی که از من متنفرند وقتی ندارم زیرا گرفتار دوست داشتن کسانی هستم که مرا دوست دارند (((کوروش کبیر))))

نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور 1392ساعت 18:4 توسط ❤HoMeIra❤|
 مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت. در حال کار گفتگوی جالبی بین آنها در گرفت. آنها درباره موضوعات و مطالب مختلف صحبت کردند. وقتی به موضوع « خدا » رسیدند. آرایشگر گفت: من باور نمی کنم خدا وجود داشته باشد. مشتری پرسید: چرا باور نمی کنی؟

آرایشگر جواب داد: کافی است به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا وجود ندارد. به من بگو، اگر خدا وجود داشت آیا این همه مریض می شدند؟ بچه های بی سرپرست پیدا می شد؟ اگر خدا وجود می داشت، نباید درد و رنجی وجود داشته باشد. نمی توانم خدای مهربانی را تصور کنم که اجازه می دهد این چیزها وجود داشته باشد.
مشتری لحظه ای فکر کرد، اما جوابی نداد، چون نمی خواست جر و بحث کند. آرایشگر کارش را تمام کرد و مشتری از مغازه بیرون رفت.
به محض این که از آرایشگاه بیرون آمد، در خیابان مردی دید با موهای بلند و کثیف و به هم تابیده و ریش اصلاح نکرده. ظاهرش کثیف و ژولیده بود. مشتری برگشت و دوباره وارد آرایشگاه شد و به آرایشگر گفت: می دانی چیست، به نظر من آرایشگرها هم وجود ندارند.
آرایشگر با تعجب گفت: چرا چنین حرفی می زنی؟ من این جا هستم، من آرایشگرم. من همین الان موهای تو را کوتاه کردم. مشتری با اعتراض گفت: نه! آرایشگرها وجود ندارند، چون اگر وجود داشتند، هیچ کس مثل مردی که آن بیرون است، با موهای بلند و کثیف و ریش اصلاح نکرده پیدا نمی شد. آرایشگر جواب داد: نه بابا، آرایشگرها وجود دارند! موضوع این است که مردم به ما مراجعه نمی کنند.

مشتری تائید کرد: دقیقاً! نکته همین است. خدا هم وجود دارد! فقط مردم به او مراجعه نمی کنند و دنبالش نمی گردند. برای همین است که این همه درد و رنج در دنیا وجود دارد.

نوشته شده در جمعه یازدهم مرداد 1392ساعت 19:40 توسط ❤HoMeIra❤|

کلاه فروشی روزی از جنگلی می گذشت. تصمیم گرفت زیر درخت مدتی استراحت کند. لذا کلاه ها را کنار گذاشت و خوابید. وقتی بیدار شد متوجه شد که کلاه ها نیست!
بالای سرش را نگاه کرد. تعدادی میمون را دید که کلاه ها را برداشته اند.
فکر کرد که چگونه کلاه ها را پس بگیرد. در حال فکر کردن سرش را خاراند و دید که میمون ها همین کار را کردند. او کلاه را از سرش برداشت و دید که میمون ها هم از او تقلید کردند.
به فکرش رسید که کلاه خود را روی زمین پرت کند. لذا این کار را کرد. میمونها هم کلاهها را بطرف زمین پرت کردند و او همه کلاه ها را جمع کرد و روانه شهر شد.
سالهای بعد نوه او هم کلاه فروش شد. پدر بزرگ این داستان را برای نوه اش تعریف کرد و تاکید کرد که اگر چنین وضعی برایش پیش آمد چگونه برخورد کند ...
یک روز که او از همان جنگل گذشت در زیر درختی استراحت کرد و همان قضیه برایش اتفاق افتاد.
او شروع به خاراندن سرش کرد. میمون ها هم همان کار را کردند. او کلاهش را برداشت، میمون ها هم همان کار را کردند. نهایتا کلاهش را بر روی زمین انداخت. ولی میمون ها این کار را نکردند!
یکی از میمون ها از درخت پایین آمد و کلاه را از روی زمین برداشت و در گوشی محکمی به او زد و گفت : فکر می کنی فقط تو پدر بزرگ داری؟!

نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم تیر 1392ساعت 17:19 توسط ❤HoMeIra❤|
داستان های پریان فراتر از حقیقت هستند نه به ای خاطر که به ما می گویند اژدها وجود دارد بلکه با این خاطر که به ما می گویند بر اژدها می توان غلبه کرد.
جی.کی.چسترتون
راستی من این روزا کم تر میام! ؛)

نوشته شده در یکشنبه نهم تیر 1392ساعت 19:30 توسط ❤HoMeIra❤|


كد قالب جدید قالب های پیچك